++گوشیم رو فلش کردم. خودم این کار رو نکردم چون مدل گوشیم طوری هست که باید براش وقت میگذاشتم تا یاد بگیرم و نرم افزارهای مخصوص فلش کردن رو نصب کنم و وقتم توی اون برهه باارزش ترین بود و احتیاج فوری فوتی به گوشیم داشتم.بنابراین دادیم به اقای مربوط به بخش "تعمیرات تخصصی و فوری"...وقتی میخواست گوشیم رو فلش کنه گفت نمیخوای از چیزی بک اپ بگیری؟...خودم قبلا ترتیب فیلمها و عکس ها رو داده بودم و شماره هام هم یه جای دیگه save بود و پیام ها هم برام مهم نبود.ولی همین طوری گفتم از شماره ها و پیام ها بک اپ بگیره... و از همه ی اینها مهم تر بهش گفتم میشه نوت هایی هم که یادداشتشون کردم داشته باشم؟ که گفت نه نمیشه...گوشی فلش شد و تمام نوت ها پرید.... خیلی بهش فکر نمکنم. چون بلاخره نوتهام از دستم رفتن و قابل برگشت هم نیستن... ولی خوب اون نوتها جدا باارزش بودن. گاهی روزانه ۴-۵ تا نوت یادداشت میکردم گاهی هم یه هفته و یا مدت زمان بیشتری میشد که اصلا چیزی توش نمینوشتم.
از همه چیز نوشته بودم. از خشمها. از علاقه مندی هام. از ترسها. از احساساتم به ادمهای مختلف.از تجربیاتم. از خاطره هام. از ادمهایی که برام با ارزش و یا بی ارزش بودن. از ادمهایی که بارها و بارها از حضورشون و وجودشون توی زندگیم خوش حال شده بودم و خدا رو شکر کرده. همین طور از ادمهایی که بارها وبارها جوری ناراحتم کرده بودن که دیگه کلا از رابطه با اون ادم ناامید شده بودم. مثلا ۲۳ فروردین برمیگشتم نگاه میکردم ببینم حال و روزم یه سال قبل توی همچین روزی چطور بوده؟ درگیر با چه اتفاقات و چه ادمهایی بودم؟ روی چه موضوعی انرژی گذاشته بودم ؟ با کی اشنا شده بودم؟ به کی و یا چی خیلی فکر میکردم اون روزا؟ و این برام خیلی خوشایند بود چون یه احساس ِ"از بالا به همه چیز نگاه کردن "بهم میداد.... اصلا یه جور محاسبه ی نفس هم میشه اسمش رو گذاشت... چون توی اون نوتها برمیگشتم و از خودم سوال میکردم چرا این کار رو کردی و چرا این کار رو نکردی؟ نمیدونم از کسایی که اینجا رو میخونن اهل "خود یادداشت نوشت" هستن یا نه ولی اگر نیستین حتما این کار رو بکنین...باعث میشه به این برسید که چه چیزی نقطه ی ضعف شما و چه چیزی نقطه ی قوت شماست...مثلا بعد از یه مدت متوجه میشید که توی ارتباط با ادمهای جدیدی که توی زندگیتون وارد میشن همیشه فلان اشتباه رو میکنید... متوجه میشید که وقتی بیمار هستین بیش از اندازه بدخلق هستین چون دقیقا دوماه قبل هم که مریض شده بودین عین همین دو سه روز پیش فوق العاده بداخلاقی و بد رفتاری کردین... متوجه میشین که دقیقا چقدر از ادمهای فضول که حریم شخصی برای اطرافیانشون قائل نیستن بیزار هستین...و حتی متوجه میشین که از ادمهای فضول خیلی بیشتر بدتون میاد تا ادمهای حسود...میفهمین که جدیدا وقتی توی شرایط بحرانی قرار میگیرد خیلی بهتر میتونید خودتون رو امیدوار نگه دارید وبا وجود شرایط ناامیدانه , امیدوارانه تلاش کنین و بجنگین.. میفهمین چقدر پارسال همین روز چقدر شخصیت نپخته و ارمان گرایی داشتین که به جای اینکه روی تلاش و نظم تمرکز کنید مدام صورت مساله ی ناامید کننده رو میخوندین....متوجه میشید چه چیزهایی خیلی حرصتون رو در میاره .چه چیزهایی وجودش مایه ی دلگرمی هست و دقیقا چه چیزهایی شما رو از زندگی سیر میکنه ... به خودش شناسی تون خیلی خیلی کمک میکنه... وقتی ببینید دقیقا توی چندین شرایط مشابه دارید یه رفتار اشتباه رو مدام تکرار میکنید از یه جایی به بعد دیگه هوشیار و گوش به زنگ هستین که اون رفتار غلط رو نداشته باشین.... خیلی چیزهای خوبی متوجه میشه ادم... برای من مفید بود و همین طور ادامه خواهم داد... خیلی منظم تر از سابق :)
++کامنت بزارید برای این پست. حتی اگر حرفی ندارید. میخوام ببینم چند نفر میخونن.
...
نویسنده : علی بحرانی
بازدید : 226
تاريخ : چهارشنبه
26 ارديبهشت
1397 ساعت: 15:20